مصدق بنیان گذار موازنه منفی ضد استعماری / بیژن بهوندی

عصر جنوب/ asrejonoob.ir: تفکرات مصدق میراث ماندگاری است که توسط ایرانیان به جامعه جهانی به ارث رسیده است کما اینکه تفکرات ملی گرایانه ریشه در اندیشه‌های سیاسی و رفتارها و رویکردهای سیاست خارجی دکتر محمد مصدق که اولین مبتکر سیاست «موازنه منفی» به عنوان رویکردی نوین در جهان سوم و در میان ملل استعمار زده است، داشته و در این راستا از او باید تحت عنوان «پدر معنوی جنبش های ضد استعماری » یاد کرد و این بزرگ مرد تاریخ را ستود.

موازنه منفی  دکتر مصدق از آن جایی شکل گرفت که در رویارویی با انگلستان و شوروی در جریان ملی کردن صنعت نفت، الهام بخش شکل گیری جنبش عدم تعهد ازسوی احمد سوکارنو، جواهر لعل نهرو و جمال عبدالناصر شد .

احمد سوکارنو رهبر نامدار، رنج دیده و زندان کشیده مردم اندونزی در مبارزه با استعمارگران هلندی، در سال ۱۹۶۰ در مجمع عمومی سازمان ملل اظهار داشت: مصدق پرچمدار آزادی کشورهای غیر متعدهاست . وی الهام گرفتن از مصدق را عامل پیروزی خود بر هلند می داند .

جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر و قهرمان جهان عرب  نیز در نطق هایش از مصدق به نیکی یاد می کند. اوهمیشه از تأثیر نهضت مصدق یاد می‌کرد و بارها اعلام کرده بود که «من شاگرد مکتب ضداستعماری دکتر مصدقم و از مکتب مصدق درس آموخته‌ام».

مارشال تیتو از رهبران میهن پرست و ضد استعماری یوگسلاوی و از بنیانگذارن جنبش عدم تعهد، نیز متعقد است که تز جنبش را از مصدق آموخت و بکار بست .

جواهر لعل نهرو نیز از دیگر پایه‌گذاران غیرمتعهدها که پس از مهاتما گاندی محبوبترین و نامدارترین رهبر ضد استعماری هند شمرده می‌شود، وی نیز از پیروان مکتب «عدم تعهد» مصدق بود که به کرات خدمات مصدق را به کشورهای غیرمتعهد می‌ستود و او را به طور مکرر پیشگام مبارزه برای غرور ملی و آزادی و شرافت ‌می‌نامید و همواره ‌می‌گفت: «در قرن ما آسیا سه مرد بزرگ به وجود آورد که در جهان تأثیر نمایان گذاشتند این سه مرد بزرگ یکی گاندی، دومی مائوتسه تونگ و سومی مصدق است».

نهضت او سرآغاز جنبش عدم تعهد در جهان شد. این تز نه تنها از سوی کشورهای شرق بلکه حتی توسط برخی اروپائیان هم دنبال شد و در حقیقت مصدق به سرحلقه رندان جهان تبدیل شد. لازم به ذکر است که به پاس حماسه عظیم مصدق در دادگاه بین‌المللی که به تمام ملل جهان درس آزادگی داده بود صندلی‌ای که مصدق بر روی آن نشسته بود به احترام او کنار گذاشته شده و هم اکنون پس از گذشت پنجاه سال به عنوان یک جاذبه توریستی به مردم نشان داده می‌شود و مردمی که به دادگاه لاهه می‌روند با مشاهده این صندلی که به احترام نماینده ملت ایران، بیش از ۵۰ سال است که کنار گذاشته شده است، متوجه عظمت روحیه ملی گرائی مردم ایران می‌شوند.

 

بدین تریب  نگاه ملی گرایانه مصدق و سیاست موازنه منفی او موجب بودجود آمدن اندیشه جنبش غیر متعهد ها در نزد بنیان گذران شده است .

 

مصدق اولین کسی بود که در جهان دو قطبی، پای ابرقدرت شرق و استعمار غرب را از کشوری ضعیف و جهان سومی بیرون کرد و درس استقلال کامل را به جهانیان آموخت. به همین دلیل است که او را شخصیتی که خواب راحت را از چشم استعمارگران جهان ربود، می‌خوانند. چرا که نهضت او درس تجربه‌ای برای همه کشورهای استعمارزده جهان در پی داشته و همه جنبش‌های استقلال طلبانه جهان در واقع پس از نهضت ملی ایران و به نحوی با درس گرفتن از آن، پا گرفته و عمل کردند و گرچه در همان مقطع هم به گفته خود دکتر مصدق، ایران جزو بلوک کشورهای آزاد و غرب به شمار ‌می‌رفت اما در عین حال استقلال ایران هم در داخل کشور تأمین شده و به سال‌ها استعمار غرب (انگلیس) پایان داده شد.

 

مصدق در آن مقطع زمانی دو میراث ماندگار یعنی یکی نهضت ملی شدن صنعت نفت یا همان «نهضت ملی» در سطح داخلی، و دیگری «جنبش غیر متعهدها» در سطح جهانی از خود به یادگار گذاشت.

 

دکتر محمد مصدق، رهبر نهضت ملی نفت و نخست‌وزیر ایران خود می‌دانست که در حبس‌وحصر خواهد مرد. در آخرین دفاعیاتش در دادگاه نظامی گفته بود: «…آری تنها گناه من و گناه بسیاربزرگ من این است که صنعت نفت ایران را ملی کرده‌ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم‌ترین امپراتوری‌های جهان را از این مملکت برچیده‌ام و پنجه‌درپنجه مخوف‌ترین سازمان‌های استعماری و جاسوسی و بین‌المللی درافکنده‌ام و به قیمت ازبین‌رفتن خود و خانواده‌ام و به قیمت جان و عرض و مالم، خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا به همت و اراده این مملکت بساط این دستگاه وحشت‌انگیز را درنوردم. سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی شود که ممکن است در آتیه در سراسر خاورمیانه درصدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعمار برآیند…

مصطفی را وعده داد الطاف حق

گر بمیری تو نمیرد این ورق

حیات، عرض، مال و موجودی من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی میلیون‌ها ایرانی و نسل‌های متوالی این ملت کوچک‌ترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آورده‌اند هیچ تاسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سرحد امکان انجام داده‌ام. من به حس و عیان می‌بینم که این نهال برومند در خلال تمام مشقت‌هایی که امروز گریبان همه را گرفته است به‌ثمر رسیده است و خواهد رسید. عمر من و شما و هرکس چند صباحی دیر یا زود به پایان می‌رسد. ولی آنچه می‌ماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است… چون از مقدمات کار و طرز تعقیب و جریان دادرسی معلوم است که در گوشه زندان خواهم مرد و این صدا و حرارت را که همیشه در کار خیر به‌کار برده‌ام خاموش خواهند کرد و دیگر جز این لحظه نمی‌توانم با هم‌وطنان عزیز صحبت کنم، از مردم رشید و عزیز ایران، مرد و زن تودیع می‌کنم و تاکید می‌نمایم که در راه پرافتخاری که قدم برداشته‌اند از هیچ حادثه‌ای نهراسند و یقین بدانند که خدا یار و مددکار آن‌ها خواهد بود.»

(مصدق در محکمه نظامی/ ص ۷۷۹)

مهدی اخوان‌ثالث، سراینده «چکامه زمستان» در سال ١٣٣۵ شعری را که در بالای آن نوشته شده بود: «برای پیرمحمد احمدآبادی»، به محمدمصدق تقدیم کرد. در این شعر آمده است:

تسلی و سلام (برای پیرمحمد احمدآبادی)

دیدی دلا، که یار نیامد/ گرد آمد و سوار نیامد/…‌ای شیر پیر بسته‌به‌زنجیر/ کز بندت ایچ عار نیامد/ سودت حصار و پیک نجاتی/ سوی تو و آن حصار نیامد/. ..‌ای نادر نوادر ایام/ کت فر و بخت یار نیامد/ دیری گذشت و چون تو دلیری/ در صف کارزار نیامد/ افسوس کان سفاین حری/ زی ساحل قرار نیامد/ وان رنج بی حساب تو، درداک/ چون هیچ در شمار نیامد/ وز سفله‌یاوران تو در جنگ/ کاری بجز فرار نیامد… .

بیژن بهوندی

فعال سیاسی  اجتماعی

اسفند ۹۳