ضرورت جوان باوری و پوست اندازی اجتماعی

عصر جنوب/ asrejonoob.ir: یادداشتی به قلم جواد مرادی در یکی از سایتها را می خواندم که از حضور بازنشسته ها در عرصه های سیاسی با وجود نیروهای جوان گلایه داشتند و از قلم آن جوان لذت بردم و با بهره گرفتن از یادداشت ایشان و صحه گذاشتن بر موضوع سعی می کنم تفصیلی به این معضل بپردازم:
گسترش مراکز آموزش عالی، افزایش و تاثیر رسانه ها و نوع ارتباط و نشر اخبار در شبکه های اجتماعی همراه با سرعت دسترسی به روز در کسب اطلاعات، رشد کیفی نیروی انسانی جوان را فراهم ساخته است.
اثربخشی این نیروهای با کیفیت و آگاه در تعاملات وی را بیش از همیشه به تغییر فضای سیاسی برای جایابی اطمینان بخش در عرصه حاکمیتی رهنمون می سازد، لذا چنین استعداد نهفته ای در بستر جامعه با قابلیتهای ارزشمند خویش می تواند در شرایط دشوار ظهور و بروز کند و فضای خوزستان را به نفع خویش تغییر داده و دگرگون نماید.
باید دانست نسل جوان معاصر به دلیل هوشمندی و بهره گیری از مولفه های فوق الذکر سعی کرده است خود را به روز نگهدارد و کنجکاوانه حوادث و اتفاقات را رصد کند و با این شیوه متفکرانه تر از همیشه شجاعانه به عرصه ها ورود کند و نقش محوری و تاثیرگذار خود را در تحولات اجتماعی آشکار سازد.
این رشد و دانایی و اثرگذاری اجتماعی مدیریت کنونی را وادار کرده است تا آنها را در معادلات قدرت و تصمیمات حاکمیتی باور کنند و بپذیرند و مجبور شوند آنها را در امور دخالت دهند و شعار جوانگرایی بعنوان یک شعار محوری و تحول زا مورد مداقه دولتمردان قرار گیرد و دیوار انحصار مدیریتی با ورود مقتدرانه همراه با دانستن جوانان به شدت تَرَک بردارد و ترمیم ظرافتمندانه ترکها فقط با حضورثمربخش این عناصر در تصمیم سازیها میسر و امکان پذیر گردد تا عبور با سلامت و ایمن از تنگناها با راهکارهای جدید میسر شود.
اگر چه بافت قومی و قبیله ای موجود و ایفای تقویت نقش ریش سفیدی در مقابله با ناهنجاریها و اجرا یا توقف طرحها پیشرفت مسیر تشکل گرایی و جوان باوری و نواندیشی را با دشواری مواجه نموده و تا حدودی مرز بندی سیاسی را کمرنگ و گاهی بی رنگ ساخته است اما دانایی و تیزهوشی در حرکتهای مبتنی بر روشهای علمی این نسل توانسته است اندوخته های شان را سنگین کند و توانمندی رصد فضاها و آنالیز نیروهای سیاسی را بعهده گیرد و مواضعی متناسب با مطالبات اجتماعی اتخاذ کند و با روش مدرن ، سنتی ها را به چالش بکشانند و به نوسازی چارچوبها بیندیشند و ضرورت پوست اندازی ارکان قدرت جابیفتد و خود را به این طیف تحمیل کند.
بررسی شرایط و حوادث ملموس و متعدد بین المللی در این زمان و ایفای نقش در دفاع از منافع ملی همراه با چرایی های بسیاری از کینه ورزی جهان غرب و وهابیگری آل سعود همراه با گروههای دست ساخته استکبار مانند القاعده، داعش و تکفیری با شاکله و موج گسترش انقلاب اسلامی، این نسل را به مرز پختگی رسانده است و با این اهرمها به خود حق می دهد تا مواضع غیرهمسوی با منافع خردورزانه و بدون استدلال منطقی را نپذیرد و از فرامینی که با آرایش همخوانی ندارد تمکین نکند و در برابر اجرای آنها مقاومت کند.
پوست اندازی اجتماعی را باید خود به عهده بگیریم و مجریان کهنه کار باید به اتاق فکر انتقال یابند وتلاش شود با بسترسازی نیروهای انرژیک به عرصه اجرا وارد شوند، انتخابات مختلف ضرورت تغییر فضا را آشکار ساخته است.
نگاهی به اعضای شوراهای شهر و حتی جایگاه بازندگان رقابت از منظر اقبال مردم بر این امر صحه می گذارد.
خودباوری جوان برای خوزستان که منبع انرژی کشور است نوید بسیار خوبی است که راه اندازی اتاق فکر نخبگان مجرب می تواند موتور انرژیک تازه نفسها را با انتقال تجارب و خردجمعی به حرکتی پرشتاب وادارد و موانع را با این پتانسیل از مسیر بردارد و ظرفیت جدید ایجادکند.
متاسفانه با نگاهی به اسامی افرادی که از شهرهای خوزستان برای کاندیداتوری انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی خود را آماده می کنند ما را با واقعیت تلخی روبرو می کند که اکثر یا بازنشسته هستند یا به مرز بازنشستگی رسیده اند و یا مردان چهار فصلی هستند که با تمسک به روشهای سنتی بدون تحلیل، واکاوی و ارائه راهکارهای علمی و عملی، میدان از این نسل می ستانند و با منجی سازی خویش، به تکرار مکررات بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای اجتماعی می پردازند و دربهای اتاقهای تولید اندیشه را می بندند وبا ورود شتابانه فرصت سوزی می کنند وفرصتهای سرمایه سازی نیروی انسانی را نیز هدر می دهند.
باید با تعقل بپذیریم فضای غبارآلود، کهنه و سرشار از سوژه های تکراری سیاسی خوزستان به هوای تازه برای استنشاق نیاز دارد و سیاستمداران که از دیروز جای مانده اند و البته صاحب نامی نیز هستند باید با ظرافتی هنرمندانه از سیاستمداری به سیاست ورزی روی آورند و با کادرسازی و سازماندهی تشکیلاتی همفکران، به آرامی و بصورت نرم از حضور در خط مقدم سیاست به پشت خاکریز سیاست منتقل شوند تا با ارائه این الگو آینده را از بسط نگرش قیم مآبانه مصون سازند هرچند دل بریدن و ترک عادات سیاسی امری دشوار است اما میتوان آسان گرفت، اگر این امر غیرمنتظره است اما تابوشکنی هم هست و با این عمل گذشت و فداکاری، الگودهی و فراهم نمودن اعتماد مردم به نمایش گذاشته می شود و با دیالوگها بلوغ سیاسی خود را نشان می دهند امید را به اردوگاه جوانان خواهند آورد و نشاط را به درون جامعه تزریق می کنند.
واقعیت این است در فضای سیاسی امروزی که نبرد دیپلماتیک جریان دارد و گفتگو و دیالوگ اصلی ترین ابزار است، دوستداران نظام باید خردمندانه و هنرمندانه تلاش کنند:
۱- در هر عملیات باید برنامه نویس ( با تجربه ) و برنامه ریز(جوان انرژیک)از هم تفکیک شوند تا ایجاد فنداسیونی محکم با پشتوانه قوی انجام شود و با تلفیق علمی این دومقوله، توانمندی ظرفیتهای داخلی را ارتقا داد زیرا عدم تفکیک جایگاهها و دخالتهای بی مورد مانع رشد می گردد و نیروهای جوان را تبدیل به برنامه خوان می کند که در دراز مدت کار آیی آنان کاهش یافته و از همراهی و مشارکت به دلیل برخوردهای آمرانه سر باز خواهند زد.
۲- درکنار کسانی که برای مطالعه طرح ، پیاده روی می کنند (باتجربه) نیروهای دونده ای که ابزار و امکانات مورد نیاز را فراهم می کنند و منابع برای اجرا ایجاد می نمایند (جوان) قرار می گیرند تا با ممزوج نمودن این دو شتابزدگی بوجود نیاید وبا تعدیل منطقی کار آیی و بازدهی مطلوب از داشته های موجود بدست آورد.
۳- فضای بیمار کنونی به جراحی نیاز دارد نه آرامبخش، برای جراحی طبیب حاذق لازم است و وسایلی استریل تا زخمها عفونی نشوند، موفقیت طبیب حاذق منوط به همراهان همدل و کارآمد و وقت شناسی در استفاده از داروهایی که تجویز می شوند خواهد بود.
نگاهی به جوانان فعال در عرصه سیاسی نشان می دهد که جوانانی مومن، انقلابی، ولایی، متعهد و متخصص، با نشاط و پر انرژی خوشبختانه به اندازه ی کافی وجود دارد و کمبودی ملاحظه نمی شود. بنابراین فربه شدن نسل سیاستمدارن جوان در خوزستان در عین حال همراه است با تکیده و تکیده تر شدن نگاه عامه ی مردم به سیاستمداران سنتی که این تکیدگی هم در بدنه ی اجتماعی و هم در رنگ رخسار نمایندگان سیاستمداران سنتی ظهور و بروز یافته است کما اینکه این آلارمها باید در انتخابات شوراها مردان کهن را از خواب بیدارکرده باشد و آنان که زنگ ساعت را برای برخاستن ازخواب کوک می کنند اگر در خواب بمانند و بیدار نشوند همه روز را باخته اند، خوشا به حال آنان که صدای زنگ را می شنوند و بیدار می شوند.
جامعه جوان ما بهترین و مورد اعتمادترین عناصر در عرصه اجتماعی می باشند و بسیاری از ضرورت های حیاتی در حاکمیت ایجاب می کند که راه باید بیش از آنچه هست هموار گردد.
بیاییم نقش خود را بخوبی ایفا کنیم مبادا فردا مورد نفرین قرار گیریم، روزی که می گوییم کاش نمی آمد! و در آن روز که خیلی دیر شده است کسی صدا را نمی شنود و با یادآوری فرصتهای از دست رفته با حسرتی دردناک، انگشت ندامت به دهان می گیریم.