پیوند مبارکی از طبیعت با ورزش؛

“غلامرضا بختیاری” قهرمان وزنه برداری دیروز و کشاورز موفق امروز

عـصــر جـنــوب| asrejonoob.ir: نویسنده: مرجان بهبهانی:  منتهی علیه شمال شرقی استان تهران به روی بخشی از سلسله جبال البرز مرکزی با قلعه¬های مرتفعی چون دیوار بلندی این شهرستان را از مناطق شمال کشور جدا می¬کند. دیمه سابق ( به معنی خود رو ) که تابع تهران با ترکیبات بِکر طبیعی است، فیروز کوه نام دارد. این شهر دامنه¬ای، فارغ از تاریخ و زبان مازنی و قدمتِ کوه¬های کم نظیرش؛ اساطیر ، دانشمندان و پهلوان ماندگاری را به فرهنگ و ادب و ورزش ایران هدیه کرده است. شیخ “علی بابا فیروزکوهی” عالم و خطیب نامی فیروزکوه را به حکم ادب نام بردیم که مجال شمارش بزرگان دیگرش نیست البته.  چندی است با عبور و مرور به این شهرستان مردی شریف و به معنای واقعی، پهلوان را شناختم که مثل همیشه شوق تفسیر شخصیتش انگیزش غلتیدن قلم بر کاغذ است . “غلامرضا بختیاری” پهلوان وزنه بردار نام آشنای فیروزکوهی اگرچه هرگز با هیچ رسانه¬ای حاضر به گفتگو رسمی و مصاحبه نشده¬است اما نگارندگان و گزارشگران علاقمند و مصری، موفق به شرح احوال و نوشتن از شخصیت ورزشی این کهن مرد بلند همت شده¬اند . کهولت سن و اشتیاق وصف نشدنی پهلوان بختیاری و اشک و لبخند توامان این کشاورز و تولید کننده¬ی مرغوب¬ترین صیفی جات و میوه¬های محدود در باغچه کنار منزلش هر همراهی را سوار بر مرکب زمان می¬برد به تاریخچه عمیق زندگی پر فراز و نشیب او او که عجین شده با فقر و اصالت دهه¬های دیرین.

“غلامرضا” که متولد سال۱۳۲۰؛ همان سال تجاوز “متفقین” به خاک ایران و استعفای رضاه شاه از سلطنت است، فرزند” خداداد” بختیاری است همان که تولدش برای پدر نوید همکاری شفیق و دلسوز در کشاورزی بود. اگرچه خداداد (پدر) سال¬ها بر روی زمین ملاّکان و باغداران کار کرده بود حالا با حضور “غلامرضا ” از همان دوران نوجوانی دلخوش به دستگیری و مساعدت جوانی تازه نفس برای کمک به امرار معاش خانواده بود. روحیه ی خستگی ناپذیری و ورزشکاری “غلامرضا ” باعث تحکیم رابطه پدر و فرزندی میان آن دو همکار و شفیق قرار گرفت. “غلامرضا”  به دور از بی اخلاقی¬ها و هرزه¬گردی¬های رایج آن زمان¬ها همواره مشغول پرورش جسم و تقویت سلامت روان خود بود و با همان حداقلی امکانات ورزشی از سن شانزده سالگی با تمرین در رشته والیبال، تنیس روی میز در سطح اموزشگاهی و رشته پرتاپ وزنه به مقام اول کشوری نائل شد.

مرد جوان ورزشکار که بخشی از روز را برای تامین “هیمه” در کوه¬های اطراف سپری می¬کرد تا شب¬های سرد فیروز کوه را با همان بوته¬های “گون” جمع آوری شده برای پدر و مادر و خواهرو برادرهایش قابل تحمل کند ، خاطرات نوجوانی اش را گره زد به دوران خدمت شرافت مندانه اش در بخش خدمات مشترکین و تشخیص در اداره برق فیروزکوه و با افتخار از آن روزها سخن گفت؛ از قدردانی و احترام مردم و همشهریانش آنقدر شمرد که علت عدم تمایل به مصاحبه و گفتگوهایش را دریافتم و آنکه خود را شرمنده از برشمردن هنر و توانمندی¬هایش به چندباره توسط جراید و رسانه¬ها می داند.

“بختیاری” که با کسب مقام” اول قهرمان کشوری” و باشگاه های “استان تهران” و توابع ، در رشته وزنه برداری به سمت رئیس هیئت وزنه برداری انتخاب شد  که انتخاب شایسته¬ای بود البته و نیاز جامعه ورزش وقت.

همچنان جسته گریخته و با هدایت و دعوت بی ریا از ما به سوی باغ مجاور که دست پرورده خود او و همسر همیشه همراهش می¬باشد به نقل از خاطراتش ادامه می¬دهد . باغ ” بختیاری” از یک سو میزبان باد “گدوک”  و از وجهی حائل ریل راه آهن و صدای دلنواز قطار و به گونه ای آمیختگی طبیعت و صنعت است با تلنگری به بوته¬های پیچ خورده گوجه فرنگی و لمسِ هلو انجیری های مخملی به بهانه ادامه کپ و گفتمان یک بار دیگر شاهد مهمان نوازی این پیر پهلوان نجیب و مهربان و ساده دل می شویم. “غلامرضا بختیاری” ورزش در دوره نوجوانی را اهرمی بازدارنده برای  دوری از بزهکاری و مفاسد اخلاقی دانست و گفت قدرتی که از ورزش کردن و تمرین¬ها به دست می آوردم را صرف کار کشاورزی وفعالیت¬های یدی می¬کردم تا محل درآمد و مساعدتی برای امرار معاش خانواده باشد‌.

در خلال ثبت خاطراتش بارها چشمان اشک بار پهلوان “فیروز کوهی” در مسیر  کلام بغض آلودش قرار گرفت آنجا که از عطوفت پدر و مادرش یاد کرد و ادامه داد با وجود وضعیت اقتصادی نامساعد حاکم بر خانواده هیچگاه محدودیت و تنگنای تغذیه¬ای نداشتیم چون” مادر” می دانست که برای تمرین و تلاش به بنیه قوی نیاز داریم و از هر آنچه که در منزل بود، از تناول ما دریغ نمی کرد.

حالا که خودم صاحب خانواده و همسری دلسوز و دختری جوان و دوست داشتنی هستم حس و عاطفه پدری را با رگ و پوست لمس می کنم و این نعمت را شاکرم. “استاد بختیاری” استفاده از مکمل ها برای پرورش اندام را آفت این روزهای زندگی ورزشی جوانان برشمرد‌. وی اکنون در کهن سالی نیز به مربی گری در باشگاه” ذوالفقار” در رشته پرورش اندام مشغول است هرچند سن این قوی مرد اجازه فعالیت در رشته وزنه برداری را از او سلب کرد اما همراهی و ادب و دلسوزی “نیما سنگسری” در اداره باشگاه “ذوالفقار” با حداقل درآمد موجب جذب جوانان و دلگرمی مربی پیشکسوت شده است.

پهلوان “غلامرضا بختیاری” یاد نیکی از مرحوم “منوچهر برومند “رئیس فدراسیون وزنه برداری وقت و هم طرازان خود درتیم ملی وزنه برداری چون “محمد نصیری”، “داوود ملکی” و “نصرالله دهنوی” نمود و محدودیت¬های  بودجه¬ای حاکم در تربیت بدنی و بیکاری جوانان شهر و عدم توانایی در تامین هزینه¬ها به ویژه برای ورزش جوانان را عامل مهم آسیب¬های اجتماعی متوجه آنان در این سال¬ها دانست.

تعامل و زندگی با بانوی خوش فکر و با سلیقه و از بازنشستگان ارزنده فرهنگی در مقطع ابتدایی، شیرینی حیات طیبه پهلوان” بختیاری ” را دو چندان نموده است و با شعف غیرقابل وصف از زندگی خانوادگی اش با افتخار تعریف کرد و ادامه داد هر چند فرصت  ازدواج در سنین پایین تر را از خود سلب کردم اما انتخاب شایسته¬ای چون خانم “قربانی”، این معلم مهربان و خوش نام فیروز کوهی  برکت زندگی و پاداش همه سختی های دوران کودکی و نوجوانی¬ام شد که با تولد دختر دردانه¬ام این خوشبختی افزون گردید.

پهلوان “غلامرضا” آرزو کرد یگانه دخترش که دانشجوی داروسازی” دانشگاه تهران” است پس از فارغ التحصیلی و پیوستن به کادر درمان او را در قدردانی از لطف و احترام مردم نسبت به پیشنه¬ی درخشانش به امید خدا موفق دارد.