گزارش عجیب خانم ابتکار و پاسخ شهروند آبادانی

عصر جنوب/ asrejonoob.ir: آماده ام در گفتگویی زنده عملکرد خانم ابتکار و وزیر نفت را به چالش بکشم!

ابتکار معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان محیط زیست ،بعد از سیل انتقادات و  گلایه مندی کارشناسان و فعالان زیست محیطی در صفحات اجتماعی ایشان و چندین مورد نامه نگاری و حتی دعوت وی به برگزاری گفتگوی مستقیم بالاخره به اصطلاح گزارشی از اقدامات سازمان متبوعش را در صفحه فیسبوک خویش منتشر کرد.

باتوجه به محتوی و نوع این گزارش، حقیر به عنوان یک شهروند آبادانی ضمن تجدید دعوتم از ایشان برای برگزاری گفتگویی مستقیم ، پاسخ اولیه و مجملی به برخی ابعاد گزارش مذکور را که در پی می آید تقدیم می نمایم.

ضمن اینکه  از کارشناسان و متخصصان محیط زیست، انتظار می رود با واکاوی تخصصی این گزارش به تبیین هرچه بهتر اقدامات انجام گرفته و همچنین توضیح وضعیت زیست محیطی و بویژه دلایل آلودگی های اخیربپردازند.

********************************************

نفس پاسخگویی سرکارخانم دکترابتکار امری پسندیده و در خور تقدیر و تشکر می باشد.هرچند براساس قاعده لاشکرعلی واجب ، یکی از  اهم وظایف و واجبات یک
مقام مسئول همانا موردسؤال قرار گرفتن و لزوم پاسخگویی است.
اما پاسخگویی نیز مثل تمام امور موضوعه اجتماعی مستلزم رعایت قواعدی است.که متاسفانه درپاسخ ایشان این قواعد رعایت نشده است.
البته این شکل گزارش دهی یکی از مهمترین معضلات سیستم اداری در سازمانهای مختلف کشورمی باشد ودر حقیقت پاشنه آشیل مدیران عالی و حتی استراتژیک گشته است .زیرا شکل گزارش نویسی مبهم و یا تقسیم یک پروژه واحد به موارد مجزا درجهت افزون نمایی عملکردها…و…و…از بیماریهای اداری و از نتایج بروکراسی حجیم و درهم تنیده سازمانهای مختلف بوده که سازمان محیط زیست نیز از آن مستثنی نیست.

ولی وقتی نقطه ایی از کشور با فاجعه و بحرانی زیست محیطی ،ضمن رعایت معنی و مفهوم این دو واژه و استانداردهای لازم در جهت توصیف یک پدیده در این مقیاس،مواجه میگردد..انتظار از مدیران عالی و مسئولانی در اندازه خانم دکتر ابتکار، روی نهادن به سمت مدیریت بحران و اتخاذ تدابیر سریع و صریح و قاطعانه در جهت گذر از بحران و رسیدن به حداقلهای اطمینان بخش و آنگاه پرداختن به موضوعات به صورت استراتژیهای میان مدت و طویل المدت است.

مطمئنا مبحث محیط زیست در بسیاری جهات فی نفسه زمان بربوده و همکاری و هماهنگی های بسیاری را می طلبد. لیکن آنچه ایشان ارائه فرموده اند اغلب صحبت از آغاز دارد و کمتر کاری به تناسب حجم فاجعه به اتمام رسیده و حتی درموضوع صنایع آلاینده بیشتر گشایش پرونده است تا رسیدن به نتیجه و حکم سریع برای کاستن از حجم وحشتناک آلودگیها، که گمان نکنم ایشان مرگ روزانه اطفال معصوم و زجر مداوم بیماران محکوم به مرگ سرطانی وبیماریهای نوعا جدید و دلهره آور گوارشی و تنفسی را دارای اهمیتی کمتر از حادثه شوم و مشمئزکننده اما محدود اسیدپاشی بدانند.هرچند جان و سلامتی حتی یک انسان ارزش آن را دارد که تمام امکانات بیت المال  برای نجاتش بسیج گردد.

عدم صراحت لازم ازدیگر شاخصهای گزارش ایشان میباشد .بعنوان مثال در منطقه ایی که حدود ۹۰% منابع هیدروکربوری کشور درآن حفاری، استخراج و آماده بهره برداری میگردد..صحبت از پایش و خرید و نصب دستگاههای اندازه گیری در بحبوحه بحران و فاجعه ایی چنین وحشتناک ..درد آور و مأیوس کننده است.زیرا درواقع ما دستگاهها یی بهترومفیدتر و با مارکی ایرانی ، برای عرضه به شما در اختیار داریم که باعث تسریع در سنجش ها و حتی پایشهای منطقه ایی خواهدبود.                                                                               سیل افرادی که هر روز بیشتر از روز پیش به سمت مراکز درمانی روان است.نمونه هایی انسانی و در حد وسیع و چند هزار نفری که گزینه بسیار مفید و موثری در کوتاه مدت برای شناخت عناصر آلاینده و علت اساسی وعمده مسمومیتهای تنفسی وگوارشی و گودزیلای سرطان که شهرها را در چنبره خود گرفته است ، به شمار می آیند. منابع آلودگی هم اظهر من الشمس در افق دید هر رهگذری بویژه اگر دوستدار محیط زیست پاک و سالم باشدو ذره ایی حس نوعدوستی اش یاری نماید بوفور قابل مشاهده و بررسی هستند.

پس ازگذشت بیش از صدسال مجاورت مردم با چاهها و دکلهای حفاری نفت و تاسیسات بهره برداری و پالایشی ، حتی کسانی که در عمر خود به هیچ مکتب و مدرسه ایی نرفته اند..با تمام عناصر شیمیایی و سمی و اسیدی بخوبی آشنا هستند و به عبارت دیگر قاتل عزیزان خودرا هر روز در مقابل دیدگان خود داریم !!

سالهاست کارشناسان امر ، منابع عمده آلایندگی را عنوان میکنند. تحقیقات متنوع و پژوهشهای متعددی صورت گرفته و میگیرد ولی غیر از گزارشهای اینچنینی چیزی عاید مردم  نشده است.سالهای گذشته نیز کمیته های مختلف،تشکیل وهیأتهایی اعزام شدند اما ماحصل چه بوده است؟

چرا شرکتهای ملی حفاری ایران ومناطق نفتخیزجنوب و صنایع نیشکر را  مجاب به حفظ محیط زیست و رعایت احساسات زخم خورده و دلهای مصیبت زده مردم نمیکنید؟ چرا از آنها نمیخواهید که محل انباشت پسماند وفاضلاب شیمیایی و اسیدی ومواد خطرناک هزاران حلقه چاه نفتی که حفاری شده و میشود  کجا قرار دارد؟و اگر چنین محلی وجود ندارد پس کجا  سرازیر ویا دفن می شوند؟!

اصلا شاید هم ما در اشتباهیم و آنها نیز در شمار صنایع پاک و دوست محیط زیستنند. پسماندی نیز ندارند و خودشان را محیط بان اصلی زیست ما دانسته اند؟! چرا وزیرمحترم نفت و مدیران این شرکتها شفاف با کارشناسان و اهل فن به بحث و گفتگو نمی نشینند تا راهکارهای لازم برای عبور از بحران اندیشیده وبکار گیری شود.؟

پرواز دردناک هنرمند احساس و آئینه زنده یاد مرتضی پاشایی برای هر مسئولی باید علامت سؤالی بزرگ ایجاد نماید که براستی علت اصلی و شاید پنهان اقبال عمومی به این هنرمند جوان و تاثرعمیق جامعه از واقعه درگذشتش درقیاس با دیگر بزرگان و نامداران سفرکرده  چه می تواند باشد؟ آیا جز این است که بخش عظیمی از جامعه با وی همذات پنداری کرد و آلام و دردهای عزیزان خویش را در آئینه مرتضی دید.

مرتضی و مرتضی های بسیاری که هم اینک در کنار خود داریم شما را بعنوان اولین فرد مسئول در این رابطه می دانند.بدون شک کسی نمیتواند مدعی باشد که این انتقادها متوجه شخص سرکار عالی است و شما به قصد،هدف  تیرهای انتقادقرارگرفته اید.خیر حقیقت امر نهفته در جایگاه و منصبی میباشد که در اختیار گرفته اید.!

بواسطه وظایف نظارتی  و تفوق قانونی بر وزارتخانه های متخلف و توان ایجاد همکاریها و هماهنگیهای الزامی بین وزارتی، انتظارات و توقعات وهمچنین نقد و گلایه ها را به سمت شما سوق می دهد و الا چه کسی است که نداند  وزارت نفت زیر بار مسئولیتهای زیست محیطی نمی رود و هرگاه اقداماتی هم انجام داده بیشتر سمبلیک ،نمایشی و فرار ازتعهدات بوده است.در حالیکه انتظار از سازمان محیط زیست این بوده و هست که اجازه ندهد  نفتی ها با مانورهای نمایشی ،لابی گری و اصرار برعدم رعایت استانداردهای زیست محیطی بیش از این جان و حیات هموطنان را به بازی بگیرند.

مسلما مورد دیگری هم که پدیده  آزار دهنده چندسال گذشته آب وهوای کشور و البته در حجم وسیع آن خوزستان بوده است ،هجوم ریزگرد وغبارهای آلوده به مواد سمی وشیمیایی است که این نیز به کارشناسان خبره و دستگاههای پیچیده نیازی ندارد. چون از وقتی آب کارون بواسطه سدها و تونلهای متعدد در فرادست هر روز کم و کمتر شد..تالابها رو به خشکی گرائید و خاک نرم موجود در تالابهای مرده  ،هراز گاهی با  کوچکترین جابجایی هوا میهمان ناخوانده ریه های زخمی و اسیدی ما می گردد.

لذا کوتاه سخن گزارش خانم دکتر ابتکار در مورد خوزستان ، بسیار دور از انتظار و در حقیقت شوک آور بود.!زیرا تعدد بندها و سرفصلها لزوما به معنای حجم گسترده و بالای اقدامات انجام شده و یا سنجش میزان مفید بودنشان نیست و همه این موارد تک به تک قابل بحث و واکاوی است.اینگونه بیلان کارها و همچنین برگزاری جلسات مختلف و همایشها اگرتوفیقی برآنها  مترتب بود، تا کنون اثر و نتیجه ایی را ملموس می نمود ولی به صداقت و صراحت باید اذعان داشت که چیزی  جز آب در هاون کوبیدن نخواهد بود.

خانم دکتر ابتکار در دولت پیشین هم مدت زمان طولانی محیط زیست کشور را اداره نموده اند. مسئولیتهای اینچنینی که با جان و مال و سلامت مردم در تمام نقاط ایران عزیز ارتباط مستقیم پیدا می کند ،مستلزم سعه صدر ،پذیرش صمیمانه انتقادها و مهمتر از همه برخورداری از روحیه و همتی بلند که بسان چتری تمام فضا و محیط زیست کشور را در برگرفته و هرگز در دهلیزهای تنگ و تاریک جناح و گروه و منطقه گرایی و بخشی نگری گرفتار نگردد.

هرگز هیچ مادری به خود اجازه نمی دهد که جان فرزندی را بگیرد تا دیگر فرزندش زنده بماند و اگر غیر از این او را مجال و اختیاری نبود،برای حفظ شآن  مادریش  چه خواهد کرد؟

شاید، مادر نبودن و نماندن بسیار زیباتر و جاودانه تر از جفا کردن به مقام مادری باشد!!

مسعود کنعانی – آبادان نالان