گزارش؛ عشقی به رنگ مشکی

خوزستان قهرمان، فقط مهد طلای سیاه و ساقهای مستولی بر توپ و عطر ادویه و تندی فلافل و رقص موج­های غلتان و غروب عاشق­کش نیست، خوزستان از سالهای دور زاینده قهرمانان و پهلوانان رشته­های مختلف و پایگاه اهدای اندیشمندان و شاعران و متفکرانی چون، "دعبل خرایی" و "علامه شیخ محمد کرمی" و "ملّا فاضل سکّرانی" هم به جامعه ایرانی بوده است.

عـصــر جـنــوب| asrejonoob.ir: مرجان بهبهانی: این خاک گندمگون و هوای حالی­به­حالی­اش را فارغ کنیم از طوفان­های سهمگین و غبارهای گلوسوز و آب شُرب گل­آلوده­اش هرروز تمثال و اسطوره­ای به سطح می­آورد  این اقیانوس درّین­جوش و گوهرفروشش.

این­بار می­نویسم قصّه ­ی مردی سختکوش که زاده­ی حیاتی در آشیانه­ ای به التماس سه در چهار و تُنگ آبی به دور از خُنُکا و رزم­آوری که بوی جنگ و خاک و مقاومت و خون می­دهد خاطراتش، از مردان هم­رزم بی­نظیرش در دفاعی مقدس­تر و هم مسیر ایثار.

آنچه می­خوانید، برگرفته از خاطرات و گپ و گفتی به موجب درخواست شاگردانِ “راهبان غلامرضا گندمانی” است بر تقدیر از مربی­شان در رشته رزمی و ایرانی اسلامی “کانگ فو توآ”.

مهندس “علی گطعاوی زاده” از شاگردان دیرین “گندمانی”، انشاء تن و روان را در تمرینهای رشته “کانگ فوتوآ” در مختصرترین شرایط و کمترین امکانات و لذّت­بخش­ترین لحظات دهه­های پیش، چونان دلربا نقل کرد که از سختی و زمختی این رشته کاست و بر قوام باور و استحکام اراده و انشاء روان ناشی از آن افزود.

تربیت نیروهایی توانمند و خلّاق و کارآمد از نظر تولاّی روح بواسطه پرورش روان با بکارگیری همه وجوه جسمانی در  عرصه­های دفاعی چون بسیج و سپاه که برای مرزبانی و حراست از سرزمین گلگون­مان نیاز است از دیگر برکات مربی ” راهبان غلامرضا گندمانی ” بوده است.

این درخشش­ها البته به لطف مسئولینی همراه، چون “دکتر علی امانی” حالا روز به روز به مرز شکوفایی می­رسد، اگرچه هنوز راه بلندی در پیش است، تا ثمر دهد آنچه در شجرِ ذهن متولیان این رشته رزمی برای اعتلای روح و روان و جسم جوانان علاقمند این سرزمین به این رشته  می­گذرد.

اما گفتگو با ” گندمانی ” و نقل خاطراتش را نه فقط تجلیل از یک پیشکسوت بلکه شناسه­ای در بستر سازی حرکتی فرهنگی، اجتماعی قلمداد کردیم، در مقابله با بزه انگاری­ها و سرخوردگی­های فرهنگی، اخلاقی و تهاجم­های نرم و نوعی مقابله با آسیب­های اجتماعی حجمه بر جوانان خاصه استان مظلوم و آسیب­پذیر خوزستان. دلواپسی این مردم مرزنشین از سایه اعتیاد و اشتغال­های دور از شأن بر زندگی جوانان در این استان شاید انگیزه پرداختن بیش از پیش به رشد رشته­های رزمی، بویژه “کانگ فو توآ” را برای ما قوت بخشید.

و حال آشنایی بیشتر با “گندمانی”؛    “راهبان” متولد اولین شهر نفتی خاورمیانه و پایتخت “ایل بختیاری” و اولین شهر میزبان مسابقه فوتبال کشور و ده­ها اولین دیگر است.

شاید اساطیری دیدن روحیات این مربی خستگی­ناپذیر از خاک سنگین تراش شهر “مسجدسلیمان” الهام گرفته است، که با فشار بر سنگ وجودی شاگردانش در “کانگ فو” تراشه­ای از آدمها استخراج می­کرد که اگر اختیار و قدرت پاهایشان در تمرینها از دست می­رفت، اما در اخلاص و ثبات قدم در ایمان­شان هیچگاه خللی وارد نشد.

اهواز برای “گندمانی” مکتب تمرین شد.

به گفته خودش؛ راه شیری ساخت از ستارگان پرنوری از  شاگردانش مانند استاد “نجم الدین ساکی” که فوق تخصص خون ایران و استاد “فاخر موسوی” و استادانی کم نظیر چون استاد ” کیانی ” مربی ایذه  و استاد “حسن ساکی” مربی هویزه، استاد “حسن دِلفی” و بسیاری اساتید دیگر که نام بردند و مجال نام بردن نیست.

و در بخش بانوان این رشته، هرچند به سختی اما پرتلاش بیش از هشتاد استادکار زن و مادرانی توانمند و تأثیرگذار تربیت شد که حیف است شمرده نشوند.

“کانگ فو کاران” زن موفق چون بانو استاد “مهندس موسوی” و استاد بانو “ساکی” و به حق چه نیاز مبرمی دارد اجتماع به زنان و مادران قَدر در خودسازی تن و روان برای پرورش فرزندانی توانمند­تر.

مهندس “علی گطعاوی زاده” در خلال خاطراتش از مادر فقید و روانشاد استاد “راهبان گندمانی” بسیار گفت که به شیوه مادرانه استقبال و پذیرایی می­کرد از شاگردان پسرش، در جریان تمرین­ها در کلبه محقّر و البته باصفایشان و شکیبانانه میزبان جوانان ساعی آن رزوهای دور بود.

از استاد “راهبان” پرسیدیم انگیزه شما در آن سالها بر گرایش به این رشته کمی ناشناخته چه بود؟

که در پاسخ گفت: “کانگ فوتوآ” در لغت به معنای پرورش انسان در هر مهارتی می­باشد، و در واقع فرآیند تربیت بدنی و ذهنی در شخص است و من همواره استیلای روانی قدرتمند بر جسم را با تمرینهای بدنی یک اصل مهم در رشته­های رزمی می­پنداشتم و اگر دوباره قرار باشد این مسیر را پی بگیرم مانند “هفت مایگاه” که اساس این رشته است و “مایگاه اول” معطوف به حرکات فیزیکی و بقیه جنبه­های علمی و پزشکی و فلسفی در خصوص تن و روان است، انتخاب مجدد من  همین مسیر خواهد بود.

اشتیاق من به فارغ­التحصیلی در رشته کارشناسی حقوق و سالها خدمت تا مرحله بازنشستگی در سازمان آتشنشانی و همان شیفتگی به رگه­های فلسفی و روان تحلیلی در “کانگ فوتوآ” این رشته رزمی ایرانی، اسلامی را آنچنان مقدس و ارزنده شمرد برایم که هیچگاه لذّت همراهی و تمرین با جوانان شهرهای هویزه، رفیه، خرمشهر، ایذه و باغ ملک را از یاد نخواهم برد و خاطرات دوران مقدس خدمت سربازی در لشگر حضرت ولیعصر (عج) و در گُردان عملیات “سلمان فارسی” که منجر به آموزش نیروهای رزمی گُردان شد، از ماندگارترین پیشینه­های تاریخی ذهن من است.

و به لطف خدا یکی از بهترین اتفاق­ها  رقم خورد و آن به استمداد و عنایت مسئولین در اواخر دهه­ هفتاد  تشکیل فدراسیون مستقل برای “کانگ فوتوآ” بود.

و حالا که پس از سالهای دور به شال بند مشکی که از دانشکده انشاء تن و روان دریافت کردم می­نگرم، اشتیاق همیشه جوانان استانم را ملموس­تر می­بینم و آرزومندم با اتصال به تشکل­های مردم نهاد و با همراهی بیش از پیش مسئولین امکانات بیشتری در اختیار فدراسیون قرار گیرد تا از سوی مربیان خدمات چشمگیری برای جوانان بویژه در مناطق محروم صورت گیرد و بیش از پیش در مسیر منویات مقام معظم رهبری مبنی بر “تقویت بنیاد فرهنگی جامعه اسلامی بوسیله ورزش”، جامعه عمل پوشانده شود.

در آخر آرزوی نگارنده این است که با هم­افزایی پیشکسوتان، مربیان، مسئولین فدراسیون و کادر ذیربط هرچه زودتر رشته “کانگ فوتوآ” زیرشاخه رشته­های رزمی قرار گیرد، استاندارد سازی شده و با قرار گرفتن در بین رشته­های دانشگاهی، مسیر جذب دانشجویان متعدد در سراسر کشور هموار شود، چرا که منابع انسانی مولِد ورزش  لازمه­ی مسیر توسعه فرهنگی و اجتماعی هر جامعه است.