مهمات جنگی همچنان جان می‌گیرند/ پسر شادگانی با مین کشته شد یا فشنگ توپ؟

عـصــر جـنــوب| asrejonoob.ir: خوزستان- ۳۰ سال از جنگ تحمیلی گذشته اما رد پای مینها روی دست و پای قطع شده کودکان بازیگوش این وادی می ماند و داس کشاورز آن را از دل خاک بیرون می کشد…

حادثه دیگری در دارخوین شادگان به وقوع پیوسته است، جوانی بیست ساله بر اثر انفجار مهمات جنگی می میرد، ۳۰ سال از جنگ تحمیلی گذشته اما رد پای مینها روی دست و پای قطع شده کودکان بازیگوش این وادی می ماند و داس کشاورز آن را از دل خاک بیرون می کشد .

خبر می رسد خوزستان یک میلیون و پانصد هکتار اراضی آلوده به مهمات عمل نکرده دارد در حالیکه فرمانده عملیات تخریب و پاکسازی ایران را در زمینه پاکسازی مهمات عمل نگره نخبه می داند اما عده ای آسیب از این مهمات را آنسوی امنیت ملی قرار داده و و معتقد به اهمیت بیشتر امنیتی بودن ماجرا هستند تا جایی که ایران نماینده ای در کنوانسیون منع مین ندارد.

هرزگاهی صدای انفجار در گوشه ای از خوزستان یادآوری می کند:  شهادت در جنگ تحمیلی پایان نیافته و اگر ایلام بالاترین آلودگی مین را دارد، جنوبی ها نیز مقام نخست تنوع را ربوده اند.

شاید اگر مصلحت اندیشی ها اجازه می داد، ایران می توانست حق خود را به عنوان آلوده ترین کشور از مهمات خنثی نشده دریافت کند و حتی علم پاکسازی خود را نیز به جهان صادر کند اما ماجرای باقی ماندن آثارجنگ در خوزستان هرزگاهی خبر از دست رفتن یا آسیب دیدن یک خانواده است و دیگر هیچ.

مینی مرگ

یکی از نزدیکان حنظل زاده پسری که بر اثر انفجار مواد منفجره پیدا شده در دارخوین جان خود را از دست داد به خبرنگار قدس آنلاین می گوید: روز حادثه وی با فشنگ توپ ۱۰۶ که از کنار رودخانه کارون پیدا کرده به خانه آمده و وقتی در تلاش برای خارج کردن «خرج» باروت آن بوده متاسفانه این ماده منفجره عمل کرده و منجر به مرگ وی می شود.

او با بیان اینکه شدت این حادثه به حدی بود که چیزی از جسد برای شناسایی پیدا نشده، عنوان می کند: علاوه بر پسر ۲۰ ساله مادر وی نیز آسیب دیده و راهی بیمارستان شد.

در این رابطه حسین سالمی بخشدار دارخوین در گفتگو با خبرنگارقدس آنلاین بیان می کند: منزل مسکونی این خانواده نیز بوسیله این ماده باقیمانده از جنگ تحمیلی، تخریب شده و هنوز به درستی مشخص نیست چرا وی اقدام به حمل این ماده درون خانه کرده است.

مهمات جنگی هنوز جان می گیرند

عده ای مدعی اند جنس مواد به کار رفته در این مهمات از لحاظ ارزشی آنقدر زیاد است که بسیاری از مردم را وسوسه تحویل ندادن آن کند و از سویی در صورت تحویل دادن این مهمات به مراجع زیربط آنقدر حاشیه و بازخواست برای طرف پیش می آید که عطای اطلاع رسانی را به لقایش ببخشد.

در هر صورت واقعیت غیر قابل انکار این است که از بین رفتن حتی یک نفر بر اثر این حوادث آنقدر بی اهمیت نیست که به آن رسیدگی  نشود و خانواده های زیادی منتظر پایان یافتن این اضطرابها هستند و به امید روزی که دیگر این خبر مخابره نشود، «کسی بر اثر مهمات خنثی نشده دوران جنگ تحمیلی جان خود را از دست داد» .