مرثیه‌ای برای عروس خوزستان؛ شهری که دیگر خرّم نیست

عصر جنوب – asrejonoob.ir: شهر زیر هُرم آفتاب خرداد تب کرده است. هواشناسی دمای هوا را ۴۷ درجه اعلام کرده اما ساعت ۱۲ ظهر دماسنج دمای ۴۸ درجه را نشان می‌دهد. صدای خمپاره و موشک نمی‌آید، اما هنوز چهره خرمشهر مانند دورانِ جنگ است. آثار توپ و تفنگ را می‌توان به وضوح روی دیوارهای شهر دید؛ نخل‌های بی سر، خانه‌های ویرانی که هرگز بازسازی نشدند و شهری که خاموش و مظلوم، صبح را به شب می‌رسانَد و شب را به صبح.

ساکنان شهر پس از سقوط خرمشهر یا مهاجرت کردند یا به جبهه‌ رفتند تا برای بازپس‌گیری شهرشان بجنگند. شهر که از دشمن پس گرفته شد، خیلی‌ها دیگر برنگشتند و خیلی‌ها برگشتند اما دیگر خبری از آن شهر بندری که زمانی «عروس خوزستان» بود، نبود. پیدا کردن یکی از بومیان این شهر که خرمشهر قبل و بعد از جنگ را دیده باشد، کار سختی است، اما «عارف عساکره» را می‌توان در قهوه‌خانه‌های خرمشهر پیدا کرد و گپی با او داشت. عارف در هوای گرم بندر، زیر سقف بازار به همراه رفقای آبادانی‌اش نشسته و «دمنه» بازی می‌کند.
او نبود کار برای جوانان را مهم‌ترین عامل مهاجرت خرمشهری‌ها یا بازنگشتن آنها به خانه و کاشانه شان می‌داند.
او می‌گوید: قبل از جنگ تحمیلی از خیلی جاها می‌آمدند و در خرمشهر کار می‌کردند، اما با شروع جنگ و سقوط خرمشهر کم‌کم شهر خالی شد و بومیانی که پس از جنگ شوق بازگشت داشتند به دلیل نبود کار و ویران بودن شهر دوباره از خرمشهر مهاجرت کردند.

ویرانی‌های جنگ بر پیشانی شهر
این شهروند خرمشهری می‌گوید: ویرانی‌های جنگ هنوز در شهر دیده می‌شود. نه مدرسه خوبی برای دانش‌آموزان وجود دارد و نه کاری مناسب که بومیان به آن دل خوش کنند. نهرهای آب همه نیاز به لایروبی دارند، اما کسی عهده دار لایروبی نمی‌شود. برای همین است که همه کوچ را بر ماندن ترجیح می‌دهند تا حداقل روزهای باقی مانده همر را در یک جای بهتر زندگی کنند.

من شناسنامه خرمشهر هستم
عارف پا به پای ما در شهر می‌چرخد و جاهایی را نشان ما می‌دهد که زمانی رونق خوبی داشتند و در اوج شکوفایی بودند. «اینجا مدرسه سابق ارمنی‌ها بود، اینجا تجارت‌خانه ایران و دانمارک بود، آنجا تجارت‌خانه ایران و هلند است، اینجا محل اسکان خارجی‌هایی بود که برای کار به بندر خرمشهر می‌آمدند و این قهوه‌خانه ملوانان خارجی بود.» خودش می‌گوید: «من شناسنامه خرمشهر هستم».
عارف در حال نشان دادن خرمشهر قبل از جنگ است، اما خرمشهر پس از جنگ فقط این را نشان می‌دهد که همه این ساختمان‌ها یا با خاک یکسان شده‌اند یا این‌که فقط ویرانه‌ای از آنها به جا مانده است. عارف عساکره برای نماز ظهر ما را به مسجد جامع می‌برد؛ مسجدی که به عقیده او بعد از شهادت شهید عسکری‌فرد در دفاع از حرم، فعالیت‌های فرهنگی‌اش متوقف شده است.

خانه‌ ویران جشن گرفتن ندارد
اما نماینده خرمشهر در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر این‌که خرمشهر با گذشت سال‌ها پس از جنگ همچنان شرایط نامناسبی دارد، به همشهری می‌گوید:  اگر دولت و نهادهای مختلف پول و اعتباری برای برپایی جشن سالروز آزادسازی خرمشهر دارند، بیایند و آن را در خود این شهر و برای رفع مشکل فاضلاب آن هزینه کنند. «عبدالله سامری» با بیان این‌که طرح بازسازی خرمشهر که عملا در سال‌های گذشته به اجرا درآمد، طرحی شکست خورده بود که نه‌تنها خرمشهر را به آبادی نرساند، بلکه به دلیل اجرای نامناسب، ضربات جبران‌ناپذیری به این شهر وارد کرد. این نماینده مجلس می‌گوید: متاسفانه اعتبارات بازسازی برای شهر خرمشهر از سال ۸۶ قطع شده است. در حالی که خرمشهر به این اعتبارات برای رسیدن به توسعه نیاز دارد.

شهری که دیگر خرّم نیست
سوم خرداد روز فتح خرمشهر و روز مقاومت، ایثار و پیروزی است، برپایی نمایشگاه عکاسی با ۳۵ اثر، برپایی نمایشگاه هنرهای تجسمی با ۴۰ اثر، عطرافشانی و غبارروبی از مزار شهدا، شرکت در نماز جمعه، برگزاری جنگ شادی، اجرای طرح نشاط همگانی، مسابقات ویلچررانی، مسابقه ماهیگیری، مسابقات طناب کشی بانوان کارمند و پیاده روی خانوادگی برخی از عناوین برنامه‌های هر ساله در این روز است.
این عناوین و برنامه‌ها و نام‌ها و جشن‌ها گرچه تسکینی برای هزاران هزار دردِ مردم این دیار است، اما نمی‌تواند شهر را بسازد. که اگر می‌توانست، حال خرمشهر الان این نبود. اگر می‌توانست، خرمشهر حالا آباد و شاد بود.

نویسنده: سیدعلیرضا شریفی