ضرورت آسیب شناسی درگیری خونین پتک؛ درگیری های باغملک بازتاب مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه بود

عصر جنوب/ asrejonoob.ir: مهدی مکارمی – شاید تاکنون کمتر نام روستای پتک جلالی را شنیده باشید. روستایی از توابع بخش میداوود شهرستان باغملک، در ۱۵۰ کیلومتری اهواز، مرکز خوزستان که یکی از محرومترین مناطق روستایی در خوزستان و ایران به شمار می رود.
جغرافیای «بهمئی» منطقه وسیعی از جنوب غربی ایران واقع در غرب استان کُهْگیلویه بویراحمد تا شرق استان خوزستان را در برمی گیرد که حدود آن از شمال به خط الرأس کوه کارون (غارون) در جنوب چهارمحال و بختیاری، از غرب به جانَکی گرمسیر و رامهرمز و از جنوب به بهبهان محدود می شود، اگرچه این ایل در برخی دیگر از مناطق ایران نیز حضور دارند.
عمده این جغرافیا از مناطق محروم کشور به شمار می آید. این جغرافیا بویژه پس از مبارزات ضد رژیم پهلوی اول و دوم که در قیام های تاریخی ۱۳۱۶ و ۱۳۵۷ متبلور شد نام خود را در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران ثبت نمود و البته کینه رژیم سابق باعث محرومیت مضاعف مردم این مناطق شد.
مردم این مناطق به صفا و صمیمیت، سادگی و بی پیرایگی و سختکوشی معروفند و البته در باورها و اعتقادات دینی بسیار راسخ هستند.
در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و پس از آن بسیاری از جوانان بهمئی به شهادت رسیدند و بسیاری از جوانان تحصیلکرده و نخبه را تربیت کرده اند.
مناطق بهمئی نشین همواره از جمله مناطق محروم به لحاظ اقتصادی و معیشتی به شمار می رفته است. با این وجود پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد خدمات شایان توجهی به این مناطق بوده ایم با این وجود بدلیل انباشت کمبودها و عقب افتادگی ها، این مناطق همچنان دارای محرومیت های بسیاری هستند. تنها زمینه درامدی آنها کشاورزی است.
بیکاری، نامناسب بودن راههای ارتباطی، کمبود امکانات رفاهی و فقر اقتصادی باعث شده است تا نوعی توسعه نیافتگی اجتماعی و فرهنگی نیز در این مناطق به چشم بیاید.
بی تردید هیچ شرایطی، توجیه و مجوزی برای اقدامات خلاف قانون و درگیری و تنش در مناطق عشایری و روستایی نیست و بزرگان و نخبگان و سران طوایف و سایر گروههای مرجع و موثر می بایست از بروز هر گونه رفتار و اقدامی که باعث تحمیل هزینه های بعضا جبران ناپذیر به مردمی که برادران و خواهران دینی و ایمانی و حتی ایلی آنها هستند جلوگیری کنند.
اگرچه لازم است آسیب شناسی های لازم اجتماعی و فرهنگی برای پیشگیری از وقوع حوادث مشابه انجام بشود اما نباید فراموش کرد که مشکلات اقتصادی و محرومیت هایی که در بسیاری از مناطق روستایی در شهرستان هایی همچون باغملک، رامهرمز و… وجود دارد باعث توسعه نیافتگی های اجتماعی و فرهنگی و عقب افتادن از قافله پیشرفت و توسعه متوازن اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی شده است.
متاسفانه شهرستان باغملک طی سال های گذشته بعنوان یکی از ده شهرستان محروم کشور شناخته شده است و چنین وضیعتی در دیگر روستاهای این شهرستان نیز دیده می شود.
  خشکسالی سال های اخیر نیز، بسیاری از مردم را تحت فشارهای اقتصادی و معیشتی قرار داده است.
از سوی دیگر، ریشه حوادث اخیر را نمی توان در آداب و سنن فرهنگی و اجتماعی این اقوام و طوایف دانست چرا که اتفاقا در مقاطع مختلف شاهد نوعی اتحاد و همبستگی میان آنان بوده ایم که نمود تاریخی آن در قیام مردمی سال ۱۳۱۶ علیه رضا شاه بوده است.
با این وجود، مشکلات اقتصادی و توسعه نیافتگی های اجتماعی، خشکسالی و… و پیامدهای این وضعیت باعث کاهش آستانه تحمل و صبر مردم و بالارفتن میزان ناهنجاریها می شود. نمودِ این وضعیت را در کلانشهرها نیز شاهدیم.
اگر محرومیت، بیکاری، مشکلات اقتصادی و معیشتی در کلانشهرهایی چون تهران، مشهد، اهواز و… بازتاب خود را در افزایش جرم و جنایت، اعتیاد، طلاق، خودکشی و… نشان می دهد در مناطق عشایری و روستایی بازتاب خود را در حوادث این چنینی نشان می دهد.
فراموش نکنیم این حادثه تلخ که منجر به کشته و زخمی شدن چندین نفر شد رفتاری جنون آمیز میان دو سه نفر که حاصل برخی بی تدبیری ها نیز بود و البته زمینه در درگیری چندماه قبل داشت.
اگرچه آنچه پس از وقوع این رفتارهای جنون آمیز و جنایت آفرین بوقوع می پیوندد، باعث تبدیل شدن آن به نزاع های قومی و طایفه ای می شود، اما ریشه این حوادث، در واقع بازتاب همان شرایطی است که باعث وقوع ناهنجاریها و بزهکاریهایی در سایر شهرهای بزرگ و کوچک نیز می شود.
    از این رو در آسیب شناسی این اتفاقات تلخ، نباید آن را به انگیزه های قومی و طایفه ای ارتباط داد و صورت مساله را پاک کرد، هرچند بافت عشایری می تواند بعنوان یک مولفه تقویت کننده این فضاها شناخته شود.
بی تردید رفع محرومیت ها و توسعه یافتگی اقتصادی، هم توسعه یافتگی اجتماعی و فرهنگی را بدنبال خواهد داشت و هم آستانه تحمل مردم را در برابر ناملایمات بالا خواهد برد و هم پیوندهای الفت و دوستی میان آنان را تقویت خواهد نمود.
بر کسی پوشیده نیست هرچه وضع زندگی و معیشت این مردم بهتر شود، رشد و پیشرفت تحصیلی و علمی و فرهنگی جوانان این دیار، باعث ارتقای سطح تعاملات اجتماعی میان مردم خواهد شد. بر همین اساس می بایست به بهود این وضعیت کمک کرد. این رسالتی است که مسئولان و نخبگان بعهده دارند.